در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «۱۳۹۰ روز مونده» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
دیگه جدی نمی کشم. هر روز بیشتر از ۲۴ ساعته. خواب درستی ندارم. انگاری بدنم میدونه قراره بزودی جبران کنه. البته که این خواب درستی ندارم، معنیش این نیس نمیخوابم، اتفاقا خیلی دراز هم میکشم، ولی این که همیشه بعدش خستم. مغزم خاموش نمیشه.
هر بار یه چیزی هست برای فک کردن، مثلا دیروز به چند تا کلمه، «ولی خب، هر جور راحتی» حتی نوشتن باعث میشه بدنم بگه باید بخوابی، برای همیشه.
ولی خب! میخوام یه خواستم حداقل درست انجام بشه، اگه میخوام برم، نباید هیچ ردی ازم باشه. نه دیجیتالی نه واقعی. جوری باشه که خواهرام اشک نریزن، همیشه یه امیدی باشه که داداششون زندست و برمیگرده. می دونم ناراحتی داره، ولی اونقدی نیس که اذیتشون کنه. آخ که چقد خوابم میاد.
کلی حرف دارم و چیزی نمیاد. فقط یه چیزی و میدونم، زندگی ناعادلانس. از رنجت تغذیه میکنه. هر وقت که میبری با تزریق امید به هوشت میاره بعد بدتر شکنجت میکنه. تو همه این اتفاقا هم ممکنه بخندی، با همکارات شوخی کنی و یه گوشهای کارتو انجام بدی، هیچ کس هم نفهمه که چه سروصدایی تو ذهنته، چقد داری رنج میکشی، چقد دوس داری بمیری
مردن این روزا جز کلمات محبوبمه، البته دومیش. اولیش به معنی در دل افتادنه. چقد جالب. همون قد که بهم زندگی میده همون قد هم باعث میشه به مردن فک کنم.
به این فک نمیکنم که چقد بعد از یاد آدما میرم. ولی بدم نمیاد زود باشه. شاید خوشحال هم بشم.
شاید دوباره خواستم بنویسم. الان نمیشه
برچسب:
نویسنده: finalday